هوای وطنم آرزوست
پس از حدود چهار سال از آخرین یادداشتی که اینجا گذاشتم دوباره می نویسم. این روزها بدجوری حال و هوای وطن کرده ام. اگرچه شاید به مدد اطلاعاتی که از آن سو می رسد خیلی بیشتر از آنها که در وطن هستند از آنجا خبر دارم.
از تقریبا یک هفته پیش به این طرف تمام هم و غم من جستجوی لحظه ای در وب سایت ها و تماشای برنامه های خبری و تحلیلی تلویزیون های بی بی سی، سی ان ان، سی بی سی نیوز کانادا و حتی سر زدن به وب سایت های ایرنا و رجا نیوز و پارس نیوز است که از دو روز پیش به این سو با شگردهای جوانان نسل اینترنت ایران از کار افتاده اند و اصلا نمی توانم به آنها دسترسی پیدا کنم. سایت های اصلاح طلبان هم که اطلاعاتشان از چند خط تجاوز نمی کند اما اتفاقی که افتاده سیل انبوه اطلاعات؛ عکس؛ فیلم و خبر از جانب ایرانیانی است که با وجود همه مشکلات مربوط به اینترنت و تلفن در صددند به این طرف بفرستند و این اطلاعات در سایت های متعددی از جمله گویا منعکس می شوند.
به نظر می رسد دولت دیکتاتور و رهبر زورگو با کمک سپاه و بسیج و صدا و سیما؛ به راحتی فهمیده اند که در واقع هر کس که تلفن موبایلی یا دوربینی در اختیار دارد می تواند به طور بالقوه تبدیل به خبرنگاری شده که اخبارشان در این چند روزه دنیا را تکان داده و ایران را در صدر اخبار خبرگزاری های دنیا قرار داده است. با چنین سیل عظیم خبرنگارانی که در همه جا حضور دارند چه باک از اخراج خبرنگاران خارجی؟
مردم ایران و به خصوص جوانانش با پیچیدگی های سایبر به خوبی آشنا هستند و از همین روست که با همه امکانات محدود و خدمات اینترنتی با سرعت پایین بهتر از سایت های مجهز دولتی و وابسته به استبداد توانسته اند دنیا را از آنچه در ایران می گذرد مطلع کنند.
استبداد فکر کرد با بستن اس. ام.اس ها می تواند هم ستادهای کاندیداهای معترض را از کار بیاندازد و هم مانع از از ارسال پیام های فله ای توسط کاربران برای سایرین شود. غافل از آنکه جنبش وقتی به راه افتاد کانال های ارتباطی خود را می یابد. این روزها تویتر شاید پر استفاده ترین رسانه انتقال اطلاعات کاربران به یکدیگر است که در پیام های کوتاه به دیگران منتقل می شود و کافی است صدها نفر فقط این پیام ها را منتقل کنند و سپس آن را دهان به دهان و از طریق تلفن به یکدیگر بازگو کنند تا رقم دریافت کننده به میلیون ها نفر برسد.
استبداد غافل از این است که موج به راه افتاده بغض فروخورده جوانان و خانواده هایی است که به دلایل کوچک و بزرگ در همه این سالها و به خصوص در چهار سال ریاست جمهوری احمدی نژاد که عملا سودا و نمایش تمامیت خواهی رهبر را برایش به اجرا گذارده بود، توسط سنت گرایان و متحجرین تحقیر و تنبیه شدند. این همان نسلی است که شما نیز می دانید بی قانونی برایش به ارزش تبدیل شده بود چرا که قانون را بر ضد خود می دانست و به تعبیر دیگر به نافرمانی مدنی پرداخته بود.
شاید از همین روست که در نبرد این جریان متعلق به قشر مدرن، سنت گرایان خلع سلاح شده اند چون در واقع آن دسته از مردم که سنت گرا هستند چه بسا کمتر به این ابزارها آشنایی و یا دسترسی دارند و آنگاه که ماشین خبرگزاری های سنت گرا از کار می افتند، توده سنت گرا نمی تواند نقش انتقال اطلاعات را به عهده بگیرد و با دنیای سایبر مقابله کند.
از همین روست که به تحریک عوامل استبداد بخش بسیار افراطی این توده سنت گرا که بعضا از طریق دستگاه به نان و نوایی رسیده اند تحت عنوان "لباس شخصی ها" به ابزار چوب، چماق، اسلحه کمری، باتوم، و چاقو مجهز شده اند تا از نسل مدرنی که برای افشای کلاهبرداری بزرگ انتخاباتی رهبر و ارکستر تحت امرش به خیابان ها ریخته اند، انتقام گیرند و چند صباحی به حیات خود ادامه دهند.
عنصر نا امیدی و یاس که بخصوص با شکست جنبش اصلاحات دوران خاتمی و نهایتا جنبش دانشجویی، قشر مدرن و عمدتا شهرنشین را فرا گرفته بود اکنون به نیرویی عظیم و خودجوش تبدیل شده که به راستی رهبران آن نظیر موسوی و کروبی را نیز به دنبال خود کشیده است.
حتی اگر استبداد با زور و تزویر و بگیر و به بند و کشتار، جنبش فعلی را خاموش کند محال است که بتواند برای مدت طولانی آن را خاموش نگاه دارد.
متاسفانه به نظر می رسد که استبداد و در راس آن آقای خامنه ای اگر اطمینان یابند که با کشتن صدها نفر می توانند آن را متوقف سازند، این کار را خواهند کرد و به نظر می رسد حزب پادگانی رهبر، سازماندهی گسترده ای را برای سرکوب آن تدارک دیده است.
از تمام اقدامات آنها بوی توطئه و خون می آید. دستگیری گسترده رهبران فکری جناح اصلاح طلب در این روزها مرا به یاد اقدام مشابه جمهوری اسلامی در دهه شصت و دستگیری گسترده رهبران حزب توده می اندازد. در آن زمان شیوه مقابله آنان با جریانات مخالف نظیر مجاهدین و فداییان از پایین تشکیلات بود چرا که به دلیل کار تشکیلاتی سالهای خفقان رژیم شاه چریک ها و مجاهدین به خوبی می دانستند چطور رهبران خود را حفظ کنند. اما بر خلاف آنها حزب توده که تلاشش استمرار فعالیت در چهارچوب قانون بود متاسفانه تا این اندازه به آنها اعتماد کرده بود که به منظور ثبت نام قانونی حزب، اسامی و آدرس کلیه رهبرانش را با سادگی تمام در اختیار جمهوری اسلامی قرار دهد و آنها نیز در یک اقدام هماهنگ و تنها طی یک شب همگی را دستگیر و این تشکیلات را بدین نحو نابود کردند.
با این حال به نظر نمی رسد استبداد حاکم بتواند همان شیوه را در مورد جنبش اصلاح طلبان به کار گیرد. جنبش اصلاح طلبی اکنون فقط به تعدادی هوادار محدود نمی شود و توانسته است در میان بخش عظیم و میلیونی از مردم خواهان تغییر رشد کند.
شاید از همین روست که ایرانیان مقیم خارج از کشور نیز به نحو گسترده ای به این جنبش پیوسته اند و از آن با آرزوی تغییر حمایت می کنند به جز برخی جریانات تمامیت خواهانه ای جناح سلطنت طلب و برخی ماجراجویان سیاسی که به اعتقاد من هیچ فرقی با تمامیت خواهان استبداد حاکم در ایران ندارند.
به امید پیروزی جنبش اصلاحات
کاهش شمار پناهجويان به کانادا
سازمان ملل اعلام کرد تشديد امنيت مرزها شمار متقاضيان پناهندگی در کانادا را به ميزان ۲۶ درصد کاهش داده است.
کميساريای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان با انتشار دومين گزارش سالانه خود اعلام کرد از سال ۲۰۰۲ تعداد کمتری از پناهجويان به کشورهای ثروتمند دنيا وارد شده اند.
بنا به اين گزارش شمار متقاضيان پناهندگی از ۳۶ کشور صنعتی دنيا در مجموع ۱۸ درصد کاهش داشته است.
در شش ماهه اول سال جاری ميلادی در حدود ۸۷۰۰ پناهجو در مرزهای کانادا حضور يافته اند حال آنکه در دوره مشابه سال گذشته بيش از ۱۱۷۰۰ متقاضی پناهندگی وارد اين کشور شده بودند.
مقامات مهاجرت کانادا می گويند سالانه در حدود ۲۵ هزار پناهجو در اين کشور پذيرفته می شوند که در حدود ۴۰ درصد متقاضيان را در بر می گيرد. به عبارت ديگر ۶۰ درصد افرادی که به عنوان پناهنده وارد کانادا می شوند، حائز شرايط تشخيص داده نشده و تقاضايشان رد می شود.
ناندا ناچامسک(۱) سخنگوی کميسياری عالی پناهندگان (۲) به خبرنگاران گفت پس از حملات تروريستی ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۲ در آمريکا، روند تقاضای پناهندگی در کشورهای صنعتی دنيا کاهش يافته است. به اعتقاد وی کنترل های مرزی شديدتر سفر ۹ ميليون و ۲۰۰ هزار پناهجوی دنيا به آمريکای شمالی و ساير کشورها را دشوار ساخته است.
ناچامسک گفت: ما واقعا نگران هستيم. اين بدان معناست که افرادی که واقعا نيازمند حمايت می باشند قادر به دريافت آن نيستند.
بنا به اين گزارش شمار پناهجويان در ۲۴ کشور عضو اتحاديه اروپا با ۱۷ درصد کاهش مواجه بوده است.
گزارش سازمان ملل حکايت از آن دارد که کانادا از حيث ورود پناهجويان در سال جاری مقام ششم دنيا را کسب کرده است. فرانسه با ورود ۲۷۴۰۰ پناهجو در مقام اول قرار گرفته است و پس از آن به ترتيب کشورهای آمريکا با ورود ۲۵۴۰۰ پناهجو، انگليس با ۱۵۵۰۰، آلمان با ۱۳۳۰۰، و اتريش با ۹۲۰۰ در رديف های دوم تا پنجم قرار داشته اند.
1. Nanda Na Champassak
2. UNHCR
خصیصه چند فرهنگی جامعه کانادا: تاریخچه و ماهیت
سياست چند فرهنگی جامعه کانادا: تاریخچه و ماهیت
سياست چند فرهنگی (۱) کانادا الگویی مناسب برای زندگی مسالمت آمیز فرهنگ ها و اقوام متفاوت در کنار یکدیگر است.
کانادا اولین کشور جهان بود که در سال ۱۹۷۱ میلادی خصیصه چند فرهنگی را به عنوان سیاست رسمی خود برگزید. بدین ترتیب کانادا ارزش و منزلت شهروندان این کشور را صرفنظر از منشا قومی ، نژادی ، زبان و آموزه های مذهبی آنان تصديق کرد. سياست چندفرهنگی سال ۱۹۷۱ همچنين حق بوميان يا ساکنان اوليه اين سرزمين و موقعيت دو زبان رسمی اين کشور - انگليسی و فرانسه - را تثبيت کرد.
سياست چندفرهنگی کانادا شالوده اين باور است که تمام شهروندان مساوی هستند. اين سياست به شهروندان اين کشور اطمينان می دهد که هويت خود را حفظ کرده ، به نياکان خود ببالند و حس تعلق داشته باشند. چنين پذيرشی به کاناداييان احساس امنيت و اعتماد به نفس بخشيده و ذهن آنان را نسبت به پذيرش فرهنگ های متفاوت باز می کند. تجربه کانادا نشان می دهد که سياست چند فرهنگی به همگون سازی قومی ، نژادی و درک تنوع فرهنگی کمک کرده و اقليت گستری(۲)، دشمنی، تبعيض نژادی و خشونت را سست می گرداند.
احترام متقابل، به توسعه نگرش مشترک جامعه کمک می کند. کاناداييان جديد، يعنی مهاجرانی که به تابعيت اين کشور درمی آيند، نظير ساير کاناداييان به فرايند قانونی و سياسی احترام می گذارند و با مسائل از موضع نهادی و قانونی برخورد می کنند.
کانادا به واسطه سياست چندفرهنگی، توان بالقوه کاناداييان را به رسميت شناخته و آنان را به مشارکت در جامعه و ايفای نقشی فعال در مسائل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سياسی تشويق می کند.
تساوی تمامی کاناداييان در مقابل قانون و فرصت ها، فارغ از آنکه از کجا آمده اند، تضمين شده است. قوانين و سياست های کانادا تنوع اين کشور را از حيث نژاد، ميراث فرهنگی، قوميت، مذهب، نياکان و محل تولد به رسميت شناخته اند و آزادی تمامی زنان و مردان را از نقطه نظر باورها، حق اظهار نظر، تجمع و گردهمايی مسالمت آميز تضمين کرده اند. اين حقوق، و همچنين آزادی و منزلت کاناداييان از طريق مقررات تابعيت، قانون اساسی، و منشور حقوق و آزادی ها تضمين شده اند.
سياست چند فرهنگی بيش از هر زمان ديگر به قبول تابعيت در سطح وسيع کمک کرده است. مهاجران به کانادا برای حل شدن در جامعه جديد و رها ساختن فرهنگ خويش تحت فشار قرار نمی گيرند و آزادانه تابعيت اين کشور را می پذيرند. آنانکه تابعيت اين کشور را می پذيرند از ارزش های دموکراتيک به همان اندازه ديگر کاناداييان سهم می برند. آنها از اين آزادی برخوردارند که بدون هيچگونه مجازات شناسايی خود از لحاظ طبقه بندی قومی خاص را پذيرفته و يا رد کنند. اين نوع طبقه بندی صرفا جنبه آماری و جمعيتی دارد. با اين حال فرد می تواند آن را نپذيرد.
کاناداييان تنوع فرهنگی خود را يک ارزش ملی می دانند. به اعتقاد آنان پيشرفت های اخير فناوری ، جوامع بين المللی را مهم تر از پيش گردانده اند و وجود کاناداييانی که به زبان های متفاوت تسلط داشته و فرهنگ های متفاوتی را می شناسند، اين کشور را برای مشارکت جهانی در زمينه های آموزشی، تجاری و دیپلماتيک مهياتر می گرداند.
تنوع و چندگونگی
تجربه کانادا از حيث تنوع ، آن را از ساير کشورهای دنيا متمايز می گرداند. بيش از ۳۰ ميليون نفر جمعيت اين کشور به فرهنگ ها، قوميت ها و زبان های مختلفی تعلق دارند که نمونه آن را نمی توان در هيچ کجای جهان يافت. سالانه به طور متوسط بيش از ۲۰۰ هزار نفر از مردم کشورهای مختلف دنيا به کانادا مهاجرت می کنند. بسياری از اين مهاجران کانادا را به دليل سطح مناسب زندگی آن، اعتبار جهانيش به عنوان يک کشور صلح جو و باز و جامعه ای که آغوش خود را به روی تازه واردان می گشايد، انتخاب می کنند.
از همان ابتدای شکل گيری اين کشور، تنوع، خصيصه بنيادی آن محسوب می شده است. در هنگامه اولين روند مهاجرت اروپاييان به اين سرزمين بيش از ۵۶ گروه قومی بومی که به ۳۰ زبان متفاوت گويش می کردند دراينجا می زيستند. هنگامی که فرانسه و بعدها انگليس اين سرزمين را مستعمره خويش ساختند قراردادهايی را با بوميان منعقد ساختند که در آنها مليت اقوام اوليه به رسميت شناخته شده بود. دوگانگی زبان در همان مراحل اوليه توسعه فدراسيون کانادا در قانون منظور شده بود.
در حال حاضر قوانين و سياست های گسترده کانادا از فرايند تنوع حمايت می کنند. اين قوانين در سطح فدرال عبارتند از: منشور حقوق و آزادی های کانادا، قانون حقوق بشر کانادا، قانون تساوی اشتغال، قانون زبان های رسمی، و قانون چند فرهنگی. در سطح استانی و سرزمينی نيز قوانين، کميسيون های حقوق بشر و برنامه های متعددی به پيشرفت تنوع و چندگونگی کمک می کنند. در نهايت کانادا تعهد خود نسبت به تنوع را از طريق امضای معاهده های بين المللی متعددی تقويت کرده است. از جمله اين معاهدات می توان به اعلاميه جهانی حقوق بشر و پيمان بين المللی حقوق فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی اشاره کرد.
چالش ها
بزرگترين و شايد طولانی ترين آزمون توانايی کانادا برای تعادل ميان وحدت کشور و تنوع، چالش دو زبانه بودن اين کشور است. خصيصه دو زبانه بودن اين کشور از قدمتی به اندازه خود کانادا برخوردار است.
در سال ۱۸۶۷ کنفدراسيون کانادا شکل گرفت و انگليس و کانادا در اين سال متعهد شدند که استقلال استان های اين کنفدراسيون را تضمين کنند. استان کبک که بيشترين جمعيت فرانسه زبان ساکن کانادا را در خود اسکان داده بود از اين پيمان جهت توسعه و تقويت فرهنگ خود بهره جست. در ساير استان های کانادا زبان فرانسه به تدريج رنگ باخت و علت آن عمدتا مهاجرانی بودند که يا انگليسی زبان بودند و يا راغب بودند که به اين زبان تکلم کنند.
در سال ۱۹۶۹ قانون زبان های رسمی به تصويب رسيد و اين نتيجه تلاش طولانی برای تقويت و اعاده تعادل جهت به رسميت شناختن حقوق فرانسه زبان های اين کشور بود که در واقع در اقليت به سر می بردند. به موجب اين قانون دولت کانادا موظف گرديد که تساوی اين دو زبان را به رسميت شناخته و کليه خدمات خود را به هر دو زبان ارائه دهد.
بنای کانادا
از اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم ميلادی، کانادا نوعی سياست مهاجرتی را دنبال کرده که هدف اوليه آن تامين نيروی کار، در ابتدا برای سکونت و کشاورزی و بعدها تقويت صنعتی سازی بود.
در خلال اين دوران دولت کانادا برای پذيرش اختلافات موجود در جامعه به ويژه از حيث قانونی سازی حقوق اقليت ها به منظور حفظ فرهنگ و سنت های آنان تحت فشاری روز افزون قرار داشته است. با اين حال در همين دوران نيز قوانين ارتجاعی وجود داشته اند که برجسته ترين آنها منجر به از بين بردن حقوق شهروندی برخی از کاناداييان نظير ژاپنی اصل ها در طول جنگ جهانی دوم گرديدند. در مواردی نظير اين، دولت کانادا در جذب مشارکت کامل بعضی اقليت ها در جامعه و قانونيت بخشيدن به هويت چندگانه آنها ناتوان بوده است.
پس از پايان جنگ دوم جهانی، مردم ودولت کانادا دريافتند که تبعيض نژادی مستمر در خانه، عملا فداکاری هايی را که در مقابله با رژيم های نژادپرست در خارج صورت گرفته بود، لوث کرده است. از سال ۱۹۵۰ و با گزارش کميسيون مسی - لاوسک (۳)، تنوع قومی - فرهنگی بتدريج به عنوان عنصری اساسی در هويت متمايز کانادايی شناخته شد.
لايحه قانونی حقوق در سال ۱۹۶۰ مراکز دولتی فدرال کانادا را از تبعيض در زمينه های نژاد، مليت اصلی، رنگ پوست، مذهب و يا جنس منع می کرد. تغييراتی که در سال ۱۹۶۲ در قانون مهاجرت به وجود آمد به ويژه تاکيد می کرد: هر فرد واجد صلاحيت از هرنقطه دنيا صرفنظر از نژاد، رنگ پوست، مليت اصلی، يا کشور مبدا می تواند به کانادا مهاجرت کند. در نتيجه سياست های مهاجرتی کانادا به تدريج از اروپا فاصله گرفته و کشورهای مبدا در جنوب اروپا، آسيا و آمريکای لاتين را در بر می گرفت. افزايش قابل توجه شمار مهاجران پناهنده در قالب بشردوستانه طی دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ منشا نژادی تازه واردان به کانادا را بيش از پيش متنوع گردانيد.
التيام رابطه کانادا با بوميان اين سرزمين
درس های برگرفته از سياست دو زبانی و چند فرهنگی به کانادا آموخت که درک و پذيرش تفاوت های موجود ميان مردم، توسعه جمعی را امکان پذير می گرداند. با اين حال، تجربه ناشی از تنوع پذيری نشان می دهد برای آنکه مردم با يکديگر به جلو حرکت کنند بايستی بی عدالتی را شناسايی و نشانه رفت.
اين مرحله ای کند و گاه دردناک است، اما برای آنکه تمامی مردم حس تعلق و پيوستگی مشابهی نسبت به کشورشان بيابند، ضروری است. اين مرحله در عين حال کاناداييان را با تاريخ مشترکشان و همچنين تعهداتی که تاريخ برای آنها به ارمغان آورده آشنا می سازد. اين تعهدات از جمله احترام گذاشتن به مذاکرات و توافقات به عمل آمده با بوميان يا ساکنان اوليه اين سرزمين می گردند.
نقض حقوق بشر در مورد بوميان به اوايل تشکيل کشور کانادا بر می گردد. با اين حال تخلفاتی نظير نظام مدارس شبانه روزی برای بوميان چند دهه پيش اتفاق افتاد. اثرات بی توجهی به حقوق بوميان اين سرزمين برای بسياری از افراد و جوامع امری بديهی است. بوميان کانادا در مقايسه با ساير ساکنان اين کشور از فقر، وضعيت بهداشتی نامناسب تر، نرخ های بالاتر مرگ و مير و خودکشی، و بيکاری بسيار فراگيرتر رنج می برند.
با اين حال در دهه های اخير تلاش های فراوانی جهت بهبود وضعيت بوميان کانادا صورت گرفته است. شروع اين اقدامات به سال ۱۹۷۳ برمی گردد که دادگاه عالی کانادا حقوق بوميان جهت استفاده گروهی به شيوه سنتی و در اختيار گرفتن زمين توسط آنان را به رسميت شناخت. در سال ۱۹۸۲ منشور حقوق و آزادی های کاناداييان قراردادهای بوميان جهت حفظ فرهنگ، آداب و رسوم، سنت ها و زبانشان را به رسميت شناخته و مورد تاييد قرار داد. در سال ۱۹۹۶ کميسيون سلطنتی بوميان گزارشی پنج جلدی را به مجلس کانادا ارائه داد که طی آن با اشاره به مسائل فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سياسی و قانونی خواسته شده بود که ازبرآورده شدن نيازهای حياتی اقوام اوليه اين سرزمين (اينوت ها و متيس ها) در آينده اطمينان حاصل شود. دو سال بعد دولت فدرال کانادا با ارائه برنامه ای تحت عنوان برنامه عمل بوميان کانادا به اين درخواست پاسخ داد. طی اين برنامه دولت فدرال موظف گرديده بود بوميان را جهت تشکيل دولت های خود مختار، تقويت توسعه اقتصادی، مسکن، بهداشت و درمان، و امنيت عمومی ياری کند.
کانادا آموخت که وجود قانون اساسی و مقررات به تنهايی برای حصول اطمينان از فرصت های برابر در يک جامعه متنوع کافی نيستند. برای تحقق مشارکت کامل و دستيابی به حداکثر توان بالقوه جامعه، همه مردم بايستی بتوانند آزدانه خواسته های خود را مطرح ساخته و و از اين شانس برخوردارباشند که به آينده کشوری که به آن تعلق دارند جهت دهند. تحقق چنين هدفی مستلزم آن است که افراد و گروهها بتوانند مطالباتشان را آزادانه مطرح کرده ، آنها را به گوش سايرين رسانده و در مباحث ملی مشارکت يابند. علاوه بر اين برای تجهيز افراد، جوامع، و سازمان ها به مهارت ها و ابزارهای مورد نياز جهت پيشبرد علايقشان، بايستی برنامه هايی تدارک ديده شوند.
جين استيوارت وزير توسعه شمال و امور بوميان در گردهمايی سال ۱۹۹۸ برنامه عمل بوميان کانادا اظهار داشت: همياری و ارزش های معنوی اقوام اوليه که به تازه واردين اين سرزمين خوشامد گفته اند، همواره فراموش شده بود. مشارکت تمام بوميان در توسعه کانادا و سهم آنان در ساخت جامعه کنونی هيچگاه به درستی به رسميت شناخته نشده بود. اکنون دولت کانادا به عنوان نماينده مردم اين کشور مشارکت بوميان را به رسميت می شناسد.
مشارکت جهانی
کانادا چندگونگی و تنوع يا آنچه که برخی کثرت گرايی فرهنگی می خوانند را هم در سياست و هم در عمل پذيرفته است. تنوع اقتصادی و اجتماعی يکی از مهم ترين خصيصه های کانادا است. تنوع ارزشی کاناداييان به غنی ساختن تمايلات فرهنگی کمک کرده و زندگی روزانه را متنوع تر و برجسته تر گردانده است.
صاحبان مشاغل و کارفرمايان اعتراف می کنند تنوع در محيط کار موجب بهبود نو آوری، کار گروهی و خلاقيت گرديده و به گسترش بازار خدمات و کالاها کمک کرده است. با افزايش تنوع جمعيت پيوندهای جديدی با جهان خارج به وجود آمده و کاناداييان به اهميت صدايی رساتر در امور بين المللی و تقويت منافع اين کشور در اقتصاد جهانی پی برده اند.
چنين منافعی حاصل جامعه ای چندفرهنگی است که از ابتدای تشکيل کانادا به تدريج شکل گرفته است. شالوده خصيصه چندفرهنگی برای همياری ساختاری بين فرهنگی و نژادی جوامع متنوع شکل گرفته است. حضور فرهنگ های متنوع در کانادا که برگرفته از حضور مهاجرينسراسر دنيا است به دولت کانادا انگيزه ای نيرومند در مورد توان بالقوه اقتصادی خصيصه چندفرهنگی بخشيده است.
وجود چنين پيوندهايی علاوه بر آنکه برای توسعه تجاری، شغلی و سرمايه گذاری کانادا حياتی است، همچنين می تواند جهت تقويت موقعيت کانادا در دنيا به کار گرفته شود. تجربه موجود در کانادا در زمينه تنوع و گوناگونی، به مردم و دولت اين کشور آموخته است که ديدگاههای مختلف را پذيرفته و به آنها احترام بگذارند. کاناداييان از بحث های مجادله برانگيز استقبال کرده و آماده شنيدن، گفتگو، مذاکره و مصالحه در زمينه منافع مشترک هستند. از همين روست که در عرصه بين المللی کانادا به يک ميانجی گر موثر تبديل شده است. وجود اين همه خشونت در سراسر دنيا که از عدم تحمل نژادی، مذهبی، و قومی سرچشمه می گيرد، موجب شده است کشورهای در حال توسعه و دموکراسی های جديد در جهت حل اختلافات، حقوق بشر، پيشبرد دموکراسی، و تشکيل نهادهايی که يک جامعه مدنی نياز دارد، خواستار مشاوره و همياری کانادا گردند.
بسياری از پيشرفت های ملی که کاناداييان به آن مباهات می کنند به مشارکت اين کشور در تقويت صلح جهانی و امنيت جوامع کمک کرده است. از جمله می توان به نقش برجسته کانادا در ماموريت های حفاظت از صلح سازمان ملل، تصويب پيمان هايی نظير ممنوع ساختن استفاده از مين های زمينی، و ايجاد دادگاه بين المللی رسيدگی به جنايات جنگی اشاره کرد.
با اين حال مهم تر از همه کاميابی هايی است که ميليون ها کانادايی در زندگی روزانه کسب می کنند. کانادا الگويی آشکار برای بسياری از زنان و مردان دنيا فارغ از رنگ پوست، مذهب، و فرهنگ های متنوع جهت زندگی مسالمت آميز در کنار يکديگر است. کاناداييان به مشکلات خود نيز واقف هستند و در صدد هستند با کنار گذاشتن اختلافات و چندگونگی ها به راه حل های مناسب دست يابند. کانادا به دنيا ثابت کرده است که مردم با تمام تفاوت هايشان می توانند يکديگر را پذيرفته، به همديگر احترام گذاشته، و با همکاری مشترک بازترين، انعطاف پذيرترين، خلاق ترين، و غمخوارترين جوامع روی زمين را به وجود آورند.
ادامه دارد
Multiculturalism ۱
Ghettoization۲
Massey-Lévesque Commission۳ تحقيقاتی دو ساله که هدف اساسی آن تنظيم سياست فرهنگی کانادا شامل قواعد و اصولی بود که بر ارتباطات، فيلم، تلويزيون، و مراکز هنری نظارت کند.
Canadian Cultural Policy: A Metaphysical Problem
By Ken Lum
Conference in
Inuit and Métis۴
ايران همچنان مقام بالای خود را جهت مهاجرت به کانادا حفظ کرده است
ايران در رديف ده کشور عمده مهاجر فرست به کانادا
ايران در سال ۲۰۰۴ ميلادی همچنان رده بالای خود را از حيث اعزام مهاجر به کانادا حفظ کرده است.
آمارهای وزارت مهاجرت و شهروندی کانادا حکايت از آن دارند که در سال ۲۰۰۴ تعداد ۶۰۶۳ نفر از ايران به کانادا مهاجرت کرده اند و از اين حيث ايران در مقام هفتمين کشور مهاجر فرست به اين کشور قرار گرفته است.
در سال ۲۰۰۴ در مجموع تعداد ۲۳۵۸۰۸ نفر به کانادا مهاجرت کرده اند. تعداد ۱۲۳۷۰۴ نفر يا ۵۲.۵ درصد اين مهاجران به ترتيب از ده کشور چين، هندوستان، فيليپين، پاکستان، آمريکا، انگليس، ايران، رومانی، کره جنوبی و فرانسه به کانادا مهاجرت کرده اند.
ايران در اين سال ۲.۶ درصد مهاجران کانادا را تامين کرده است.
وزارت مهاجرت و شهروندی کانادا مهاجران به اين کشور را در چهار دسته طبقه بندی کرده است:
۱. مهاجران اقتصادی: کسانی که با دارا بودن شرايط تحصيلی تخصصی و يا سرمايه ای قادرند امتيازات لازم را کسب کرده و وارد کانادا شوند.
در سال ۲۰۰۴، ۵۶.۷ درصد مجموع مهاجران به کانادا يا ۱۳۳۷۴۳ نفر مهاجران اقتصادی بوده اند. ۶۰ درصد مهاجران اين گروه به ترتيب از ده کشور چين، هندوستان، پاکستان، فيلیپين، رومانی، فرانسه، کره جنوبی، امارات، انگليس و ايران در کانادا مستقر شده اند. ۳۸۷۳ يا ۲.۹ درصد مهاجران اين گروه ايرانی بوده اند و ايران از اين حيث در مقام دهم کشورهای مهاجر فرست به کانادا قرار داشته است.
۲. مهاجران خانوادگی: افرادی که از طريق بستگان خود در کانادا از طريق ازدواج و يا ضمانت مالی وارد کانادا می شوند.
در سال ۲۰۰۴، ۲۶.۶ درصد مهاجران به کانادا يا ۶۲۷۴۵ نفر را مهاجرانی خانوادگی تشکيل می داده اند. ۵۹.۲ درصد مهاجران اين گروه به ترتيب از ده کشور چين، هندوستان، پاکستان، فيلیپين، آمريکا، انگليس، ويتنام، سری لانکا، جامائيکا، و ايران بوده اند. ۱۰۶۴ ايرانی يا ۱.۷ درصد مهاجران از طريق خانوادگی به کانادا مهاجرت کرده اند و از همين رو ايران در اين گروه در مقام دهم جدول قرار گرفته است.
۳. پناهندگان
تعداد ۳۲۶۸۳ نفر از مهاجران به کانادا در سال ۲۰۰۴ را پناهندگان تشکيل می داده اند. اين گروه ۱۳.۹ درصد مجموع مهاجران وارد شده به کانادا بوده اند. تعداد ۱۸۶۳۳يا ۵۷ درصد مجموع پناهندگان به ترتيب از ده کشور پاکستان، کلمبيا، چين، افغانستان، سريلانکا، سودان، زيمبابوه، هندوستان، کنگو، و سومالی بوده اند.
۴. ساير
تعداد ۶۶۳۷ يا ۲.۸ مهاجران به کانادا در سال ۲۰۰۴ که در هيچيک از سه گروه ياد شده قرار نمی گرفته اند تحت عنوان ساير طبقه بندی شده اند.
سهم ايران در مجموع در گروه سوم و چهارم رده بندی وزارت مهاجرت و شهروندی معادل ۱۱۲۶ نفر بوده است اما آمارهای منتشر شده نشان نمی دهند چه تعداد از آنها پناهنده بوده اند و چه تعداد در گروه ساير قرار می گرفته اند.
مقام اول ايرانيان در خاورميانه از حيث مهاجرت به کانادا
ايران از حيث تعداد مهاجران به کانادا در مقام اول کشورهای خاورميانه و آفريقا قرار دارد.
آمار اخير وزارت مهاجرت و شهروندی حکايت از آن دارد که ايران از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۳ مقام اول خود را در ميان کشورهای خاورميانه و آُفريقا حفظ کرده است.
در سال ۱۹۹۴ ايران در مقام دوم قرار داشته و آفريقای جنوبی مقام اول را به خود اختصاص داده است. با وجودی که آفريقای جنوبی پس از فروپاشی رژيم آپارتايد به مقام دهم تنزل يافته اما کشورمان همچنان مقام اول خود را حفظ کرده است.
به لحاظ کمی تعداد مهاجران ايرانی به کانادا دچار نوسان بوده است. تعداد مهاجران ايرانی در سال ۲۰۰۳ اگرچه نسبت به سال ۱۹۹۴ معادل ۱۰۹ درصد افزايش داشته اما نسبت به سال ۲۰۰۲ با ۲۷ درصد کاهش مواجه بوده است.
اتلاف استعدادها و تخصص های مهاجران در کانادا
در کانادا ما به خاطر پذيرش تازه واردان به اين کشور و امتيازی که به اين ترتيب به آنان می دهيم به خود مباهات می کنيم. اين امر به عنوان معيار تحمل ديگران، محک مناسبی است. اما از نقطه نظر انتظار مهاجران از ما، موضوع برای آنها دلسرد کننده و برای ما پر خرج است، چرا که ما استعدادهای بسياری را تلف می کنيم.
هيات مشاوره کانادا ( The Conference Board of Canada) برآورد کرده که اين کشور سالانه ۴ تا ۶ ميليارد دلار فقط به يک دليل ساده از دست می دهد: کوتاهی در به حساب آوردن مهارت ها و صلاحيت هايی که مهاجران جديد با خود به کانادا می آورند.
به اين واقعيت توجه کنيد: بيش از ۴۰ درصد مهاجران به کانادا در دهه ۱۹۹۰ دستکم دارای يک مدرک دانشگاهی بوده اند که تقريبا دو برابر ميانگين موجود در کانادا است. با اين وجود بسياری از آنها بيکار و يا نيمه بيکارند.
در مورد افرادی که تحصيلات دانشگاهی دارند، نرخ بيکاری تازه واردان دستکم سه برابر نرخ بيکاری شهروندان متولد کانادا است. شصت درصد مهاجران شاغل در حوزه ای خارج از تخصص و مهارت خود به کار اشتغال دارند. در نتيجه از هر ۴ مهاجر مرد با تحصيلات دانشگاهی، يک نفر (۲۵ درصد) در حوزه ای کار می کند که نياز به تحصيلات بالا نداشته و دستمزد پايين تری دريافت می کند. اين نرخ برای زنان بالاتر و تقريبا معادل ۴۰ درصد است.
کانادا نمی تواند چنين اتلاف نيرويی را ناديده بگيرد چرا که طی شش سال آينده اين کشور برای رشد شبکه نيروی کار خود تنها بايستی به مهاجران اتکا کند.
خوشبختانه منطقه تورنتو از صاحبان مشاغل و رهبران اجتماعی برخوردار است که مصمم هستند محدوديت هايی را که موجب پيشگيری از ايفای نقش مهاجران جديد در کانادا می شود، از ميان بردارند. از آنجا که داشتن يک شغل رقابتی، مزيتی کليدی در موفقيت مهاجران جهت استقرار زندگی جديد خود در کانادا می باشد، اين گروه شورای اشتغال مهاجران منطقه تورنتو Toronto Region Immigrant Employment Council (TRIEC) را به وجود آورده اند تا يافتن شغلی متناسب با تخصص و صلاحيت های مهاجران را برای آنان سرعت بخشد.
عمده محدوديت ها و موانعی که مهاجران جديد در بازار کار با آنها مواجه هستند عبارتند از:
-
مقاومت و بی ميلی کارفرمايان در به رسميت شناختن مدارج دانشگاهی که آشنايی با آن ندارند، و همچنين نداشتن تجربه کار کانادايی، بزرگترين و پيچيده ترين معضل مهاجران در بازارا کار کانادا است.
-
فقدان دانش عالی در مورد زبان فنی محل کار حتی در ميان مهاجرانی که از مهارتهای زبان انگليسی بالا برخوردار هستند.
-
بيشتر مهاجران فاقد ارتباطات لازم تخصصی و شغلی در بازار کار و يا شبکه هايی هستند که اطلاعات مربوط به فرصت های شغلی، الزامات آنها و بازار کار کانادا را به آنها ارائه دهد.
اگرچه شورای اشتغال مهاجران منطقه تورنتو ( که از اين پس آن را شورای اشتغال می خوانيم) ابتکارها و برنامه های موفقی را برای کمک به مهاجران جهت عبور از اين موانع معرفی کرده، با اين حال اميدوار نيست به تنهايی از عهده اين معضل برآيد. اين شورا برنامه پر استقبالی تحت عنوان کرير بريج Career Bridge دارد که طی آن برای مهاجرانی که دارای سابقه تخصصی هستند تجربه کار کانادايی را از طريق برنامه های کارورزی همراه با دستمزد فراهم می آورد. با اين حال شورای اشتغال قادر نيست در سال جاری بيش از ۱۵۰ فرصت کارورزی برای متقاضيان فراهم آورد.
در برنامه جديدی تحت عنوان مشاوره تعليمی Mentoring Partnership Program که مهاجران جديد را با کاناداييان متخصص در حوزه تخصصی مشابه مرتبط می سازد، شورای اشتغال راه درازی در پيش دارد. اين شورا با ۲۱۴ مربی آغاز به کار کرده و اميدوار است تا پايان سال يک هزار مورد ارتباط در اين بخش به وجود آورد.
هدف شورای اشتغال گسترش اين نوع برنامه ها و همچنين اطلاع رسانی بيشتر و بيشتر به صاحبان کسب و کارها در خصوص مزايای بازکردن درهايشان به روی مهاجران متخصص است. با اين حال شورا اعتقاد دارد دولت می تواند کارهای بسيار بيشتری انجام دهد. و از همين روست که مذاکرات اخير مجلس استانی Queen's Park و اوتاوا در مورد بودجه دولت فدرال جهت استقرار مهاجران و توسعه بازار کار بسيار پر اهميت است.
اگرچه ضابطه تحصيلات، معيار مهمی در انتخاب مهاجران به شمار می رود، اوتاوا تنها به تازگی شروع به تعديل بودجه استقرار خود در جهت انعکاس اين تغييرات کرده است. اين حرکت آرام و لاک پشتی اوتاوا، نگرانی عمده اونتاريو است که ۵۷ درصد مهاجران تازه وارد را در خود جای می دهد و تنها ۳۴ درصد از بودجه استقرار فدرال را به خود اختصاص می دهد.
اوتاوا هم اکنون در هزينه های اسکان و آموزش مقدماتی زبان انگليسی مشارکت دارد، با اين حال بايستی در زمينه آموزش زبان تخصصی مربوط به شغل، نوع کارورزی ها و تعليماتی که شورای اشتغال و ديگر گروهها ارائه می دهند، نيز سرمايه گذاری کند. دولت فدرال بايستی با دولت استانی، دانشگاهها و کالج ها، متخصصان، و بدنه های صدور پروانه کار کند تا ارزيابی مدارج تحصيلات دانشگاهی خارج از کانادا را توسعه بخشيده، برنامه های اتصال مهاجران به بازار کار را به رسميت شناخته و اطمينان حاصل کند که مهاجران استانداردهای بازار کار کانادا را کسب می کنند.
با چنين ابزارهايی، اوتاوا می تواند خدمات بيشتری به مهاجران بالقوه حتی آنگاه که هنوز به کانادا نيامده اند ارائه داده و بدين وسيله آنها را برای اشتغال سريع پس از ورودشان به کشور آماده گرداند.
به زودی مهاجران تنها منبع رشد بازار کار ما خواهند بود. از همين رو هر چه بيشتر بتوانيم از مهارتهای آنان بهره بگيريم، وضعيت مناسب تری خواهيم داشت.
به نقل از روزنامه تورنتو استار
نقض آشکار حقوق بشر در زندان ابوقريب عراق
يک توصيه: اين عکس ها فوق العاده خشونت بارند. اگر ديدن چنين صحنه هايی عذابتان می دهد توصيه می کنم اصلا روی آن کليک نکنيد.
فارغ از آنکه اين زندانيان چه کرده اند شقاوتی که بر آنان اعمال شده به هيچ وجه قابل توجيه نيست. به نظر نمی رسد اين عکس ها ساختگی باشند و سايت ضد جنگ آنها را به گزارشگر واشنگتن پست منصوب کرده است.
درد آور است. بياييد اميدوار باشيم حماقت برخی حکومتگران ما بهانه ای به دست آمريکاييان ندهد که روزی به خود اجازه دهند وارد ايران شوند.
ايران در مقام ده کشور عمده مهاجر فرست به کانادا
در سال ۲۰۰۳ تعداد ۱۱۵۹۹۶ نفر تنها از ده کشور چين، هندوستان، فيلیپين، پاکستان، ايالات متحده آمريکا، ايران، رومانی، انگليس، سری لانکا و کلمبيا به عنوان مهاجر وارد کانادا شده اند. ايران با مهاجرت ۵۶۴۸ نفر در مقام هفتم اين گروه قرار گرفته است. کانادا در سال ۲۰۰۳ در مجموع تعداد ۲۲۱۳۵۲ مهاجر را از سراسر دنيا پذ يرفته است که بيش از ۵۲ درصد آنان از ده کشور ياد شده بوده اند. ده کشور ياد شده در سه ماهه اول سال ۲۰۰۴ در مجموع با اختصاص ۲۸۸۶۷ مهاجر با ۲۱ درصد رشد مهاجرفرستی به کانادا نسبت به دوره مشابه سال ۲۰۰۳ مواجه بوده اند. ايران در سه ماهه اول سال ۲۰۰۴ با اعزام ۱۵۰۰ مهاجر (۲۵ درصد افزايش نسبت به دوره مشابه سال ۲۰۰۳) به رده ششم کشورهای مهاجر فرست دنيا به کانادا ارتقا يافته است (جدول شماره ۱). اين روند در سالهای پيش نيز وجود داشته است. در سال ۲۰۰۱ تعداد ۵۷۳۶ ايرانی به کانادا مهاجرت کرده اند و در سال ۲۰۰۲ اين رقم با ۳۵ درصد افزايش به ۷۷۳۵ نفر رسيده است. ايران در اين سال در مقام پنجمين کشور مهاجر فرست به کانادا قرار داشته است (جدول شماره ۲). ايرانيان مهاجر به کانادا از حيث دريافت تابعيت اين کشور در سال ۲۰۰۳ با رقم ۴۸۸۸ در مقام پنجم قرار داشته اند ( جدول شماره ۳). در سه ماهه اول سال ۲۰۰۴ تعداد ۱۳۶۸ از ايرانيان تابعيت کانادا را دريافت کرده اند که نسبت به دوره مشابه سال قبل با ۲۱ درصد افزايش همراه بوده است. با توجه به اينکه معمولا ۳ سال پس از مهاجرت به کانادا می توان تقاضای تابعيت کرد لذا بخش عمده ای از افرادی که تابعيت کانادا را در سال ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ دريافت کرده اند در سالهای ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ وارد اين کشور شده اند. در سه ماهه اول سال ۲۰۰۱ تعداد ۱۴۰۵ ايرانی به کانادا مهاجرت کرده اند و سه سال بعد در سه ماهه اول سال ۲۰۰۴ تعداد ۱۳۶۸ ايرانی به تابعيت کانادا درآمده اند. بدين ترتيب با اندکی خطا می شود چنين استدلال کرد که بيش از ۹۷ درصد مهاجران ايرانی به تابعيت کانادا در می آيند. به نظر می رسد چنين انگيزه ای در جامعه ايرانيان ساکن کانادا قوی است و دليل عمده آن هم پذيرش تابعيت دوگانه توسط دولت کانادا است. بدين معنی که در صورت دريافت تابعيت کانادا، فرد مهاجر می تواند همچنان بدون مخفی کاری تابعيت اوليه خود را نيز حفظ کند. جدول شماره ۴ آمارهای کمی قديمی تری دارد و نشان می دهد در سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ به ترتيب ۶۳۳۷ و ۵۶۸۳ مهاجر ايرانی به تابعيت کانادا درآمده اند. نتيجه گيری اخلاقی: اين آمارها همچنين حاکی از آن هستند که ايران برای اين دسته از مهاجران ديگر سرای اميد محسوب نمی شود. ( جل الخالق عجب کشفی کرديم ها !) TABLE 1
Immigration by Top Source Countries
(Principal Applicants, Spouses and Dependants)
| Country of Last Permanent Residence | 2003 | 2004 | Difference | ||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| Total | 2003 Rank |
Q1 | YTD | Q2 | Q3 | Q4 | Q1 | YTD | YTD Rank |
YTD 2004 / YTD 2003 | |||
| China, People’s Republic of | 36,116 | 1 | 8,322 | 8,322 | 10,625 | 9,397 | 7,772 | 9,373 | 9,373 | 1 | 13% | ||
| India | 24,560 | 2 | 4,598 | 4,598 | 7,349 | 7,322 | 5,291 | 5,028 | 5,028 | 2 | 9% | ||
| Philippines | 11,978 | 4 | 2,003 | 2,003 | 3,317 | 3,280 | 3,378 | 3,108 | 3,108 | 3 | 55% | ||
| Pakistan | 12,330 | 3 | 2,662 | 2,662 | 2,967 | 3,408 | 3,293 | 2,806 | 2,806 | 4 | 5% | ||
| United States | 5,990 | 6 | 1,358 | 1,358 | 1,391 | 1,472 | 1,769 | 1,828 | 1,828 | 5 | 35% | ||
| Iran | 5,648 | 7 | 1,200 | 1,200 | 1,353 | 1,730 | 1,365 | 1,500 | 1,500 | 6 | 25% | ||
| Romania | 5,465 | 8 | 1,082 | 1,082 | 1,418 | 1,721 | 1,244 | 1,473 | 1,473 | 7 | 36% | ||
| United Kingdom | 5,194 | 9 | 1,056 | 1,056 | 1,382 | 1,538 | 1,218 | 1,317 | 1,317 | 8 | 25% | ||
| Sri Lanka | 4,442 | 10 | 733 | 733 | 1,200 | 1,233 | 1,276 | 1,295 | 1,295 | 9 | 77% | ||
| Colombia | 4,273 | 11 | 851 | 851 | 1,061 | 1,147 | 1,214 | 1,139 | 1,139 | 10 | 34% | ||
| Total – Top Ten Only | 115,996 | 23,865 | 23,865 | 32,063 | 32,248 | 27,820 | 28,867 | 28,867 | 21% | ||||
| Total – Other Countries | 105,356 | 21,696 | 21,696 | 26,799 | 31,091 | 25,770 | 26,022 | 26,022 | 20% | ||||
| Total | 221,352 | 45,561 | 45,561 | 58,862 | 63,339 | 53,590 | 54,889 | 54,889 | 20% | ||||
TABLE 2
Immigration by Top Ten Source Countries
(Principal Applicants and Dependants
| COUNTRY | 2001 | 2002 | Difference % Total 2002 / Total 2001 | ||||||||||||
| Q1 | Q2 | Q3 | Q4 | Total 2001 | Rank 2001 | Q1 | Q2 | Q3 | Q4 | Total 2002 | Rank 2002 | ||||
| China, People's Republic of | 9,632 | 11,532 | 11,294 | 7,838 | 40,296 | 1 | 9,809 | 9,831 | 7,405 | 6,107 | 33,152 | 1 | -18% | ||
| India | 6,513 | 8,046 | 7,696 | 5,557 | 27,812 | 2 | 7,322 | 10,434 | 6,693 | 4,305 | 28,754 | 2 | 3% | ||
| Pakistan | 3,692 | 4,164 | 4,144 | 3,339 | 15,339 | 3 | 3,877 | 4,682 | 2,634 | 2,945 | 14,138 | 3 | -8% | ||
| Philippines | 3,270 | 4,531 | 2,966 | 2,136 | 12,903 | 4 | 3,008 | 4,353 | 2,326 | 1,301 | 10,988 | 4 | -15% | ||
| Iran | 1,405 | 1,300 | 1,547 | 1,484 | 5,736 | 7 | 1,735 | 3,340 | 1,392 | 1,268 | 7,735 | 5 | 35% | ||
| Korea, Republic of | 2,357 | 3,404 | 2,388 | 1,455 | 9,604 | 5 | 2,025 | 1,995 | 1,989 | 1,302 | 7,311 | 6 | -24% | ||
| Romania | 1,648 | 1,329 | 1,360 | 1,248 | 5,585 | 8 | 1,762 | 1,678 | 1,296 | 939 | 5,675 | 7 | 2% | ||
| United States of America | 1,465 | 1,533 | 1,548 | 1,348 | 5,894 | 6 | 1,587 | 1,538 | 960 | 1,186 | 5,271 | 8 | -11% | ||
| Sri Lanka | 1,433 | 1,622 | 1,240 | 1,219 | 5,514 | 9 | 1,539 | 1,881 | 817 | 721 | 4,958 | 9 | -10% | ||
| United Kingdom | 1,139 | 1,450 | 1,564 | 1,192 | 5,345 | 10 | 1,231 | 1,452 | 1,013 | 1,010 | 4,706 | 10 | -12% | ||
| Total - Top Ten Only | 32,554 | 38,911 | 35,747 | 26,816 | 134,028 | 33,895 | 41,184 | 26,525 | 21,084 | 122,688 | -8% | ||||
| Total - Other Countries | 25,879 | 31,105 | 34,070 | 25,264 | 116,318 | 27,628 | 31,450 | 26,352 | 20,457 | 105,887 | -9% | ||||
| Total | 58,433 | 70,016 | 69,817 | 52,080 | 250,346 | 61,523 | 72,634 | 52,877 | 41,541 | 228,575 | -9% | ||||
Table 3
Citizenship Grants by Top Ten Source Countries
| Country of Birth | 2003 | 2004 | Difference | ||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| Total | 2003 Rank |
Q1 | YTD | Q2 | Q3 | Q4 | Q1 | YTD | YTD Rank |
YTD 2004 / YTD 2003 | |||
| China | 18,900 | 1 | 4,168 | 4,168 | 6,241 | 4,586 | 3,905 | 6,630 | 6,630 | 1 | 59% | ||
| India | 13,380 | 2 | 2,972 | 2,972 | 3,475 | 3,618 | 3,315 | 5,647 | 5,647 | 2 | 90% | ||
| Philippines | 7,766 | 3 | 1,881 | 1,881 | 2,481 | 1,796 | 1,608 | 2,872 | 2,872 | 3 | 53% | ||
| Pakistan | 6,233 | 4 | 1,587 | 1,587 | 1,769 | 1,470 | 1,407 | 2,466 | 2,466 | 4 | 55% | ||
| South Korea | 4,147 | 7 | 839 | 839 | 1,175 | 1,000 | 1,133 | 1,663 | 1,663 | 5 | 98% | ||
| Sri Lanka | 3,222 | 12 | 903 | 903 | 779 | 700 | 840 | 1,612 | 1,612 | 6 | 79% | ||
| Jamaica | 2,868 | 15 | 727 | 727 | 631 | 642 | 868 | 1,608 | 1,608 | 7 | 121% | ||
| United States | 3,604 | 9 | 638 | 638 | 1,101 | 889 | 976 | 1,532 | 1,532 | 8 | 140% | ||
| England | 3,278 | 11 | 513 | 513 | 834 | 832 | 1,099 | 1,502 | 1,502 | 9 | 193% | ||
| Iran | 4,888 | 5 | 1,135 | 1,135 | 1,640 | 1,083 | 1,030 | 1,368 | 1,368 | 10 | 21% | ||
| Total – Top Ten Only | 68,286 | 15,363 | 15,363 | 20,126 | 16,616 | 16,181 | 26,900 | 26,900 | 75% | ||||
| Total – Other Countries | 79,634 | 18,047 | 18,047 | 24,418 | 18,408 | 18,761 | 29,247 | 29,247 | 62% | ||||
| Total | 147,920 | 33,410 | 33,410 | 44,544 | 35,024 | 34,942 | 56,147 | 56,147 | 68% | ||||
TABLE 4
Citizenship Grants by Top 10 Countries
| COUNTRY | 2001 | 2002 | Difference % Total 2002 / Total 2001 | ||||||||||||
| Q1 | Q2 | Q3 | Q4 | Total 2001 | Rank | Q1 | Q2 | Q3 | Q4 | Total 2002 | Rank | ||||
| China | 5,007 | 4,467 | 3,111 | 4,869 | 17,454 | 1 | 4,222 | 4,201 | 3,918 | 3,823 | 16,164 | 1 | -7% | ||
| India | 3,814 | 4,095 | 2,702 | 3,553 | 14,164 | 2 | 3,395 | 3,461 | 2,982 | 2,761 | 12,599 | 2 | -11% | ||
| Philippines | 2,628 | 2,582 | 1,661 | 2,663 | 9,534 | 4 | 2,224 | 1,839 | 1,623 | 1,872 | 7,558 | 3 | -21% | ||
| Pakistan | 2,001 | 2,699 | 1,522 | 2,447 | 8,669 | 5 | 1,796 | 2,160 | 1,727 | 1,596 | 7,279 | 4 | -16% | ||
| Hong Kong | 4,038 | 3,488 | 2,220 | 3,146 | 12,892 | 3 | 2,404 | 1,697 | 1,296 | 1,431 | 6,828 | 5 | -47% | ||
| Iran | 1,681 | 1,683 | 1,227 | 1,746 | 6,337 | 6 | 1,590 | 1,601 | 1,308 | 1,184 | 5,683 | 6 | -10% | ||
| Taiwan | 2,051 | 1,946 | 1,098 | 1,663 | 6,758 | 7 | 1,513 | 1,141 | 952 | 1,031 | 4,637 | 7 | -31% | ||
| South Korea | 841 | 794 | 552 | 931 | 3,118 | 11 | 975 | 898 | 792 | 770 | 3,435 | 8 | 10% | ||
| Sri Lanka | 1,219 | 1,228 | 726 | 1,220 | 4,393 | 8 | 970 | 921 | 848 | 759 | 3,498 | 9 | -20% | ||
| Russia | 746 | 855 | 758 | 1,065 | 3,424 | 9 | 915 | 913 | 807 | 736 | 3,371 | 10 | -2% | ||
| Total - Top Ten Only | 24,026 | 23,837 | 15,577 | 23,303 | 86,743 | 20,004 | 18,832 | 16,253 | 15,963 | 71,052 | -18% | ||||
| Total - Other Countries | 19,785 | 22,338 | 16,340 | 22,999 | 81,462 | 17,744 | 19,836 | 16,612 | 15,301 | 69,493 | -15% | ||||
| Total | 43,811 | 46,175 | 31,917 | 46,302 | 168,205 | 37,748 | 38,668 | 32,865 | 31,264 | 140,545 | -16% | ||||
از انتشارات وزارت مهاجرت و شهروندی کانادا Monitor ماخذ: بولتن خبری
پيمايش اداره آمار کانادا در مورد مهاجران تازه وارد به اين کشور
نتيجه مصاحبه با ۱۲۰۰۰ مهاجر تازه وارد که اداره آمار کانادا به اتفاق وزارت مهاجرت و شهروندی اين کشور صورت داده حاوی نکات ارزنده ای است.
به موجب اين گزارش در فاصله اکتبر۲۰۰۰ تا سپتامبر ۲۰۰۱ قريب به ۱۶۴۲۰۰ مهاجر ۱۵ ساله و بالاتر با هدف سکونت دائم وارد کانادا شده اند. اداره آمار و وزارت مهاجرت با هدف بررسی وضعيت اين مهاجران بخشی از آنان را به طور تصادفی انتخاب کردند تا دريابند شش ماه پس از ورودشان چه می کنند و تصميم خود را برای مهاجرت تا چه حد درست می دانند.
۷۰ درصد تازه واردان از زندگی جديد خود در کانادا ابراز رضايت کرده اند. ۸۵ درصد دوستان جديدی يافته اند و ۶۳ درصد دوستان جديد خود را از ميان هموطنان يا گروههای قومی مشابه انتخاب کرده اند.
با اين همه ۷۰ درصد مهاجران ورود به بازار کار کانادا را دشوار اعلام کرده و در جستجوی کار با مشکلاتی نظير غيرقابل استفاده بودن توانايی ها و تخصص خود، فقدان ارتباط، و زبان مواجه بوده اند.
۳۸ درصد مهاجران در ارتباط با يافتن مسکن مناسب و ۴۰ درصد در زمينه افزايش توانايی تخصصی خود دستکم به يک مشکل اشاره کرده اند. به عنوان مثال مهم ترين مشکل بسياری در يافتن مسکن، هزينه بالای آن و يا نداشتن کسی بوده که بتواند آنها را ضمانت کند. مشکل زبان و مسائل مالی مهم ترين مسئله آن دسته از مهاجرانی بوده که قصد داشته اند تحصيل کنند.
اين پيمايش همچنين حاکی از آن است که تقريبا نيمی از تازه واردان در شش ماه اول پس از ورود به کانادا کار پيدا کرده اند اما ۶۰ درصد آنان در زمينه ای مشغول به کار شده اند که ربطی به تخصص آنان نداشته است.
در حالی که ۷۶ درصد مهاجران تحصيلکرده هستند اما مهم ترين مشکل بازار کار نداشتن تجربه کار کانادايی و عدم انطباق تحصيل آنان با نيازهای جامعه جديد است.
بيشتر مهاجران وجود دوستان و اعضای خانواده را کمک مهمی به استقرار خود در کانادا خوانده اند.
اميدوارم اداره آمار اين جمعيت نمونه را در سالهای آتی نيز دنبال کند تا بتوان به قضاوت جامع تر و مستندتری در مورد وضعيت مهاجران دست يافت.
موج سوم مهاجرت ايرانيان به کانادا
مدتی است که موج جديدی از مهاجران ايرانی به کانادا به راه افتاده که من آن را موج سوم می خوانم. به تعبير من موج اول عمدتا پناهندگان بودند موج دوم نيروهای متخصص و موج سوم کارفرمايان اقتصادی و يا سرمايه گذاران.
وقتی به آمارهای وزارت مهاجرت و شهروندی کانادا مراجعه کنيد خواهيد ديد که ايران در سال ۲۰۰۲ از نظر مهاجرت سرمايه گذاران ، کارفرمايان اقتصادی و خويش فرمايان به اين کشور در رديف چهارمين کشور دنيا قرار داشته است. ايران اين مقام را به ترتيب پس از کشورهای چين ، کره جنوبی و تايوان به دست آورده است.
تعداد مهاجران ايرانی که تحت عنوان سرمايه گذار ، کارفرمای اقتصادی و خويش فرما به کانادا عزيمت کرده اند معادل ۲۲۲ نفر يا ۳/۷ درصد ۳۰۴۸ نفری بوده که از در اين دسته از کليه کشورهای دنيا به کانادا مهاجرت کرده اند.
تعمق بيشتر در داده های وزارت مهاجرت و شهروندی کانادا نشان می دهد که ايران در يکی از سه حوزه مورد نظر يعنی مهاجرت کارفرمايان اقتصادی ، با عزيمت ۱۴۸ نفر ( ۱۲/۶ درصد ) از مجموع ۱۱۷۷ نفر در سراسر دنيا به مقام دوم دست يافته است.
کارفرمايان اقتصادی به کسانی گفته می شود که در کشور خود دارای سابقه تجاری و اقتصادی موفقی بوده اند و تعهد می کنند با انتقال تدريجی ۳۰۰ هزار دلار از دارايی های خود به کانادا ظرف حداکثر سه سال کسب و پيشه ای را در اين کشور راه اندازی کنند.

